پروردگارا! به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغيير دهم، دليري ده تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم... بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم... و مرا فهم ده.... تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند. جبران خليل جبران
كنجكاوي بيـــــــــــــش از حد!

ديروز داشتم با دوستام حرف مي زدم كه يه دفعه بحث دفتر خاطرات و شعر و اينا شد. «م» وفتي فهميد كه من دفتر خاطرات دارم، پاشو كرد تو يه كفش كه من مي خوام دفترت رو بخونم!! اين قدر گفت و گفت كه من آخر مجبور شدم امروز دفترم رو براش ببرم مدرسه!

بچه ها تا دفتر رو توي دستم ديدن، هجوم آوردن كه ببينن چه خبره!!

دفترا رو گذاشتم جلوي «م» و بهش گفتم:
« هر جاشو كه دوست داري بخون. غير از اين چند صفحه» (صفحه ها رو بهش نشون دادم)

گفت: «باشه!»

خيالم راحت شد.

روم و برگردوندم طرف «ص» تا يه سوالي ازش بپرسم. هنوز چند دقيقه بيشتر نگذشته بود كه برگشتم و ديدم «م» داره همون صفحه رو مي خونه! «‍ح» هم داره تند تند اون يكي دفترم رو ورق مي زنه تا اون شعر ممنوعه رو پيدا كنه!!!!!!!!!!!!!!

آدم می مونه که چی بگه!!!!!


پیام های دیگران

تراوشات ذهن یک نیمچه دکتر در تاریخ January 22, 2003 و ساعت 1:49 PM | لينك ثابت| نظرات (0)

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url:
روزانه نیمچه بلاگ دفتر انشا درباره من
Designed By: Hadi Mohammadi - Temp4Blog | Powered By: Movable Type 4.2 | Hosted By: AriaInfo | RSS | Web analytics
CopyRight © 2003 - 2012 Soudeh.Ir All Rights Reserved