پروردگارا! به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغيير دهم، دليري ده تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم... بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم... و مرا فهم ده.... تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند. جبران خليل جبران
خــــــــــــروس

امروز عجــــــــــب روزي بود!

دبير شيمي مون نيومد؛ چون مادر بزرگوارشون داشتن به مكه معظمه تشريف مي بردند! دبير جغرافي محترمه هم به دليل فوت يكي از اقوام به مدرسه تشريف فرما نشدند! بقيه كلاس ها هم با پا در ميوني دبير پرورشي مدرسه كنسل شدند و ما از كلاس زديم بيرون!

اما نذاشتند بريم خونه كه... گفتند بايد بمونيد و براي برنامه اي كه قراره اجرا كنيد يه مقدار تمرين كنيد...

من اول مث بچه آدم داشتم تمرين مي كردم كه يه دفعه مربي سال اولا اومد و گفت:« اين اولا بلد نيستن بخونن!!!!! تازه صداي سوپرانو هم كم داريم!»

و خلاصه ما رو كشوند اون ور...

نيم ساعت بعد مربي خودمون اومد و گفت:« تو كجايي پس؟ بدو بيا ديگه!» و ايشون هم ما رو دوباره برگردوندند سر جاي اول!

يه مدت گذشت و دوباره مربي اولا اومد و گفت:« بابا جان ما سوپرانو نداريم، اينو به ما قرض بدين ديگه!!!!!!» (يكي نيست بياد بگه كه مگه من قابلمه ام كه شما كم دارين و اومدين از اين ور قرض بگيرينيش!)

در نهايت با توافق طرفين، قرار شد ما يه ساعت اين ور باشيم، يه ساعت اون ور!

نتيجه گيري:
من تمام امروز رو از زنگ اول تا آخر فقط داد زدم و جيغ كشيدم.... (اونم با صداي سوپرانو) يه ساعت اين ور جيغ مي كشيدم، يه ساعت هم اون ور...

الان هم ديگه صدام در نمي آد... مث صداي خروس شده...


پیام های دیگران

تراوشات ذهن یک نیمچه دکتر در تاریخ January 25, 2003 و ساعت 1:58 PM | لينك ثابت| نظرات (0)

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url:
روزانه نیمچه بلاگ دفتر انشا درباره من
Designed By: Hadi Mohammadi - Temp4Blog | Powered By: Movable Type 4.2 | Hosted By: AriaInfo | RSS | Web analytics
CopyRight © 2003 - 2012 Soudeh.Ir All Rights Reserved