پروردگارا! به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغيير دهم، دليري ده تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم... بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم... و مرا فهم ده.... تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند. جبران خليل جبران
بهــــــــار من...

بهار داره مياد، صداي قدماشو مي شنوم... آروم آروم داره مياد... مياد تا غنچه ي عشق رو توي دلا بكاره، مياد تا تمام دلايي رو كه چشم انتطارش بودن، از انتظار در بياره...

« بهار آمد، بهار من نيامد »
با يه سبد پر از گلاي رنگي مياد و گل هاش رو يكي يكي تقديم قلب عاشقا مي كنه...

وقتي كه مي خنده، برفا ذره دره از روي قله ي كوه ها آب مي شن و كوه ها شروع مي كنن به اشك ريختن؛ واسه ي چشمايي كه ديگه گريه كردن يادشون رفته، واسه قلبايي كه حتي توي دل بهار، هنوزم پاييزي اند...

بهار يه بار ديگه مياد، بعد از يه انتظار طولاني، بعد از يه سفر دور و دراز... از اون ور ابرا مي آد، با يه كوله بار پر از شادي، پر از نشاط، پر از قصه...

بهار قصه مي گه. قصه ي دلاي تنها، قصه ي چشماي پاييز، قصه ي كسي كه منتظر موند و موند تا اون بياد...

بهار مياد و برگاي زرد دلاي پاييزي رو يكي يكي جارو مي كنه و ابراي سياه غصه رو از تو آسمون چشما كنار مي زنه...

بهار مهربونه؛ مث خورشيد، پاكه؛ مث آسمون، بخشنده است؛ مث ابرا...

بهار از سرچشمه ي آبي احساسش ، يه جام لبريز به همه مي ده، به همه...كاري مي كنه كه همه ي دلا با اومدنش سر تا به پا بهاري بشن...
....
....
مي خوام براي يه بار هم كه شده، منم بهاري باشم...
فقط يه بار...


پیام های دیگران

تراوشات ذهن یک نیمچه دکتر در تاریخ March 17, 2003 و ساعت 11:20 AM | لينك ثابت| نظرات (0)

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url:
روزانه نیمچه بلاگ دفتر انشا درباره من
Designed By: Hadi Mohammadi - Temp4Blog | Powered By: Movable Type 4.2 | Hosted By: AriaInfo | RSS | Web analytics
CopyRight © 2003 - 2012 Soudeh.Ir All Rights Reserved