سلام!
oh oh!
فکر کنم دو هفته ای ميشه که زحمت نوشتن به خودم ندادم
!!! خوب سرم شلوغ بوده دیگه! چی کار کنم؟! اين هم خلاصه ای از مشغله های من!
سلام!
oh oh!
فکر کنم دو هفته ای ميشه که زحمت نوشتن به خودم ندادم
!!! خوب سرم شلوغ بوده دیگه! چی کار کنم؟! اين هم خلاصه ای از مشغله های من!
گاهي آدم يه حال و هوايي داره كه توصيفش خيلي سخته. شايدم اصلا امكان نداره.
آدم وقتي مي خواد چت كنه، خيلي راحت براي بيان احساساتش از يه عالمه اسمايلي هاي مختلف استفاده مي كنه. لبخند، گريه، خنده، غم، ترس، خشم و ... ولي خوب، اينا ساده ترين احساساتي هستن كه ممكنه به آدم دست بده و البته بيان شون هم نسبتا راحته.
وقتي خوشحالي، لبخند مي زني و مي خندي. وقتي ناراحتي، اخم مي كني؛ شايدم گريه كني...
آخرين پيامشون يه جمله ي ساده بود: «به مردم ايران بگين ما رو فراموش نكنن... برامون دعا كنين...»
لب هاشون خندون بود، ولي چشم هاشون چيز ديگه اي مي گفت...
مي
دونين، گاهي اوقات توي زندگي خطر كردن لازمه... براي رسيدن به آرزوها... و
اونها چه دل هاي بزرگي دارند كه چنين خطري رو به جان خريدند...
براشون دعا كنيد...

تموم شد ديگه.. يه سال ديگه هم براي من تموم شد... يه سال پر از خاطره، پر از شادي، پر از غم...غم و شادي در كنار هم معنا پيدا مي كنن...