گاهي آدم يه حال و هوايي داره كه توصيفش خيلي سخته. شايدم اصلا امكان نداره.
آدم وقتي مي خواد چت كنه، خيلي راحت براي بيان احساساتش از يه عالمه اسمايلي هاي مختلف استفاده مي كنه. لبخند، گريه، خنده، غم، ترس، خشم و ... ولي خوب، اينا ساده ترين احساساتي هستن كه ممكنه به آدم دست بده و البته بيان شون هم نسبتا راحته.
وقتي خوشحالي، لبخند مي زني و مي خندي. وقتي ناراحتي، اخم مي كني؛ شايدم گريه كني...
اما برخي احساسات هستن كه به هيچ وجه قابل بيان نيستن و با يه اخم يا لبخند نمي شه اونارو به دنيا نشون داد...
حال من الآن همين جوريه...
يه حال عجيب كه هيچ اسمايلي اي نمي تونه اونو بيان كنه...
يه چيزي تو مايه هاي اضطراب و ترس، و شادي و شوق... هر دو در كنار هم...
نمی دونم چيه! ولی عجيبه!
**************************************
پ.ن: من دارم ميام!