دلتنگم... ولی حرف نخواهم زد...
وقتی خودم به اشک هام می خندم... از ديگران چه توقعی می تونم داشته باشم...؟
دلتنگی های من هميشه مال خودم خواهند بود...
دلتنگم... ولی حرف نخواهم زد...
وقتی خودم به اشک هام می خندم... از ديگران چه توقعی می تونم داشته باشم...؟
دلتنگی های من هميشه مال خودم خواهند بود...
دیشب خوابتو دیدم! آره... خواب تو رو! باور نمی کنی؟! حاضرم قسم بخورم! به جون تو...! نه... نه... به جون خودم...! خواب آخرین باری که دیدمت... یادته...؟ نه... تو که یادت نیست... چون حتی نگامم نکردی... من اونجا ایستادم و از پشت شیشه هایی که بین من و تو یه دنیا فاصله انداخته بود نگات کردم... ایستادم... و لحظه لحظه ی پرواز آرومتو تماشا کردم...