پروردگارا! به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغيير دهم، دليري ده تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم... بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم... و مرا فهم ده.... تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند. جبران خليل جبران
ديشب خوابتو ديدم...

دیشب خوابتو دیدم! آره... خواب تو رو! باور نمی کنی؟! حاضرم قسم بخورم! به جون تو...! نه... نه... به جون خودم...! خواب آخرین باری که دیدمت... یادته...؟ نه... تو که یادت نیست... چون حتی نگامم نکردی... من اونجا ایستادم و از پشت شیشه هایی که بین من و تو یه دنیا فاصله انداخته بود نگات کردم... ایستادم... و لحظه لحظه ی پرواز آرومتو تماشا کردم...

 

مطمئن بودم همین الآن از جات می پری و داد می زنی: «بازم سر کارت گذاشتم!!!!» و قاه قاه می خندی... بعد با دیدن چهره ی بهت زده ی من زود دستامو می گیری معذرت می خوای... من مهربونی رو از تو یاد گرفتم... و تو... تو می دونستی من زود باور می کنم... می دونستی که تا وقتی بفهمم بازم دروغ گفتی، دیگه دلم آتیش گرفته... واسه همین سر به سرم می ذاشتی... ولی این بار داشتی زیاده روی می کردی... دلم تیکه پاره شده بود... اما هر چی صبر کردم بلند نشدی...

 

حاضرم قسم بخورم که یه چشمک کوچولو هم بهم زدی...! می خواستی بگی رفتنم رو هرگز باور نکن...! ولی هیچ کس حرف منو قبول نمی کرد... هیچ کی... فکر می کردن دیوونه شدم...

 

بازم ایستادم... منتظر موندم تا دوباره از جات بپری و تیکه های قلب منو به هم بدوزی... ولی تو... تو چه ظالمانه پاسخ نگاه های پر التماس منو دادی... اما می دونم که دروغ گفتی...! چشمات بهم دروغ گفتن! خودت اینو دیشب گفتی! خودتو لو دادی...! گفتی اگه به ضربه های پی در پی قبلم گوش می دادی، می فهمیدی که چشما چه قدر دروغ می گن... به همین سادگی... و من از دیشت تا حالا به چشمای تو در لحظه ی رفتن فکر می کنم... به چشمایی که تا آخرین لحظه دروغ گفتن...

 

کاش قلب هر کس روی پیشونیش بود... اون وقت وقتی چشاش دروغ می گفتن محکم می زدی پشت دستش و بهش می گفتی: قلبت همین بالاس! واسه چی دروغ می گی؟!

 

راستی... امشب ماه کامله... هنوزم سر حرفات هستی؟   

 

********************************

 

پ.ن: به غير از کمی تشبيه و مجاز و استعاره و .... (!) واقعی بود...

تراوشات ذهن یک نیمچه دکتر در تاریخ September 11, 2003 و ساعت 12:00 PM | لينك ثابت

روزانه نیمچه بلاگ دفتر انشا درباره من
Designed By: Hadi Mohammadi - Temp4Blog | Powered By: Movable Type 4.2 | Hosted By: AriaInfo | RSS | Web analytics
CopyRight © 2003 - 2012 Soudeh.Ir All Rights Reserved