حس مي كنم يكي منو گذاشته لاي منگنه و هي داره فشارم ميده... حس مي كنم همه جام درد مي كنه... از سر تا نوك انگشتاي پام... انگار كه قلبم داره منفجر مي شه... احساس می کنم توی دلم خالی خاليه... پوچ پوچ... حس می کنم دلم اون قدر سنگين شده كه ديگه طاقت نگاه های بقيه رو نداره...
مي بينم كه 1 هفته از شروع سال تحصيلي گذشته!!! منم به طرز فجيعي مشغول درس خوندن و مرور كردن بعضي از درسهاي سال پيش بودم! برنامه مون هم كه ماشالله هزار ماشالله اون قدر سنگين شده كه آدم فرصت سر خاروندن هم نداره!
