پروردگارا! به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغيير دهم، دليري ده تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم... بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم... و مرا فهم ده.... تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند. جبران خليل جبران
آغاز يک پايان

باز هم گذشت...

گاهی فکر می کنم یعنی من چند بار تا حالا اومدم توی این وبلاگ 4 ساله ام نوشته ام «باز هم یه سال دیگه برام تموم شد...»! سال تحصیلی جدید، سال نو جدید، تولد و ....!!

و زندگی ما چه قدر پر از آغاز و پایانه... پر از شادی و غم، عشق و نفرت، بودن و نبودن....

این راه رو با خیلی ها آغاز کردم که امروز کنارم نیستند. بعضی هاشان شاید یاد من رو در  کوچه پس کوچه های ذهن شون مدفون کرده باشن و بغضی هاشان نیستند که من رو به یاد بیارن...

اما زیبایی این روزگار ملون در اینه که بی توجه به اون چه بر سرت میاد، پیش میره و بی خیال راهشو می کشه و میره!

پس بی خیال هر چی که شد و نشد!

من بازم دارم یه سال دیگه بزرگ تر می شم و شاید عاقل تر، با تجربه تر و پخته تر...

دیروز عکسای آلبومم رو ورق زدم. فقط از لا به لای این دفترچه ی جادوییه که می فهمی زمان چه قدر زود گذشته و چه قدر روی چهره ات رد پا گذاشته!!

این عکس رو ببینین:

 find me!

این منم در سن 7 سالگی!! (تعجب نکنین! من همیشه بزرگتر از سنم به نظر می اومدم! گرچه خیلی اینجا واضح نیست!)

 

این هم منم در سن فکر می کنم دور و بر یک سالگی! (فکر کنم پشت سرم سفره ی عقد یکی از فامیلامونه!)

خلاصه که روزگار غربیی است نازنین! و من دوباره دچار همون حس عجیب غریب «نزدیک تولد» هر ساله شده ام! یه حس سردرگم که اگه دست خودش بود یه دفعه فرمون این زندگی رو می چرخوند و بر می گشت عقب!!!! ولی می دونم که باید ادامه بدم... تا حالا که خوب اومدم... امیدارم از این به بعد هم خدا تنهام نداره... پس بریم جلو ببینیم چی می شه!

پیش تا پایان...! (خط رو خط نیفتاده بابا! اون شعر آریان با این فرق می کنه!!!!!!!)

ديگه اينکه به مناسبت کادوی تولدم یه قالب جدید به خودم هدیه کردم!

چه طوره...؟! البته این قالب هم مثل قبلی فقط با IE  بالا می آد. ولی ازش راضی ام و از هادی عزیز هم تشکر می کنم که زحمت شو کشید. خیلی خوب از آب در اومده...!

یه نگاهی هم به سر تاپاش بندازین یه جند تا چیز جالبپناک می بینید!

به امید دیدار بعدی...!

 

پ.ن: اين sharemation ... هم کار نمی کنه! مجبور شدم در به در دنبال يه فضا واسه آپلود کردن عکسا بگردم... بالاخره اين يکی کار کرد... اميدوارم اينم قاطی پاطی نکنه..

تراوشات ذهن یک نیمچه دکتر در تاریخ June 22, 2006 و ساعت 1:27 PM | لينك ثابت| نظرات (0)

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url:
روزانه نیمچه بلاگ دفتر انشا درباره من
Designed By: Hadi Mohammadi - Temp4Blog | Powered By: Movable Type 4.2 | Hosted By: AriaInfo | RSS | Web analytics
CopyRight © 2003 - 2012 Soudeh.Ir All Rights Reserved