مدتیه که به برخی از رفتار های آدم ها توی زندگی روزمره شون بیشتر توجه می کنم. آدم ها همیشه برام جالب بودن ان و فکر می کنم که اگر واقعا موجودات فضایی هوشمند تری از آدم ها در یک جایی از دنیا توی یک کهکشان دور افتاده زندگی کنند، با چه ذوق و شوقی می تونن بیان و تک تک رفتار های عجیب و غریب گاهی تابلو و گاهی غیر قابل پیش بینی آدم ها رو ببینند و بخندند و شاید هم حیرت کنند...!
***********
توی مسیر من از دانشگاه تا خونه، راهی وجود داره که البته گرچه عبور از اون جا برای من چندان هم اجباری نیست، اما گاهی که دلم تغییر می خواد و هوای تازه ی خنکی که با تمام وجود خودش رو بکوبه توی لپ های بی حسم و کمی هم آفتاب، که پرتو های خسته ی ماتش تو دل این سرمای سوزناک بهم «امید زنده بودن و ماندن» بده، پیاده از این راه حرکت می کنم و از نگاه کردن به آدم ها لذت می برم...