پروردگارا! به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغيير دهم، دليري ده تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم... بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم... و مرا فهم ده.... تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند. جبران خليل جبران
حرف دوم: از شارژر گوشی تا پتروس فداکار!

شارژر گوشیم خراب شده. باید سیمش رو درست از محل اتصال به سر این دو شاخهه (!)‌ محکم نگه دارم و به سمت پایین و چپ فشارش بدم توی پریز، تا گوشی بی حالم ناله ای سر بده و خطوط علامت باطری روی صفحه به نشانه ی تند تند انرژی نوش جان کردن، بالا و پایین بدوند و شادی کنند.

و وقتی که راهی جز این نداشته باشی و شارژر بقیه هم بهت نخوره و دم به دقیقه صدای جیغ و ویغ low battery تهدید آمیز گوشیت رو اعصابت راه بره، کم کم مجبور می شی، پطروسی - چیزی بشوی و بشینی پشت سد گوشیت و انگشتات رو محکم روی محل مورد نظر فشار بدی و هی جلوی بقیه سرخ و سفید بشوی و ابروهای بالا رفته را تماشا کنی و حس کنی که انگشتات دارن از حال می رن و و هی سوزن - سوزن می شن و آخر سرشم بعد نیم ساعت بیگاری کشیدن، فقط دو تا خط به شارژ گوشیت اضافه می شه به سلامتی!!!

*

با حساب و کتاب های ریاضی وار قدیمم، پطروس شدن و عمل مضحک انگشت توی یک سوراخ فرو کردن، کاری بس بیهوده و ساده انگارانه می نمود. و باید برای حل نمودن مشکلی این چنین ساعت ها می نشسم و چرتکه می انداختم و آخر سر هم دستگاهی اختراع می کردم که به جای من انگشتش را بکند اون تو! و بعد کلی خوش حال می شدم و فکر می کردم دیدی؟!  من جواب تمام معماهای زندگیم رو می تونم با همین چرتکه ام حساب کنم! بدون آنکه انگشتم لحظه ای از سرما و فشار، حساس بی احساسی کند!

اما با حساب و کتاب های دور از اعداد و ارقام جدیدم، این روزها خیلی از اوقات چرتکه را می اندازم دور و برای حل کردن مشکلات، غریزی عمل می کنم. انگار که دیگر بعد این همه بالا و پایین رفتن روی امواج سینوسی این دریای متلاطم، چند دقیقه گز گز یک انگشت و پر شدن از حس تهی بی حسی، خیلی هم مهم نیست! مهم زمان است که دارد از دست می رود. و لحظه ها زودتر از آنی می گذرند که بخواهم برای پر کردن سوراخی به اندازه ی یک سانتی متر در یک سانتی متر، متوسل شم به اختراعات عجیب و غریب حافظه ی logical ام!

گاهی سخت نباید گرفت انگار. زمان را نباید از دست داد و ساده عمل باید کرد. چشم که روی هم بذاری، خیلی از اتفاقات پیچیده خودشان می آیند و می روند. راهی هم برای بستن دائمی سوراخ پیدا می شود لابد!

تو فعلاً انگشتای دست چپت رو روی سیم شارژر نگه دار و با دستت راستت هم بنویس لطفاً!

خدا خودش کریمه!    

---

پ.ن: اینها را که نوشتم، چیزی به ذهنم رسید. فکر کردم که نکند اشتباهات یکی دو سال گذشته ام از همین جا باشد...؟! O: نکند که همیشه در آغاز هایم بس که خسته بودم، همه ی چیز ها و آدم ها را ساده گرفته ام و دست کم، و بعد که زمان گذشته و همه چیز در هم گره خورده، و سادگی روزهای اول خنده ای کرده و رفته و من ماندم و کلی کلاف در هم و بر هم، یک دفعه بریده ام؟ توی یک سال و نیم گذشته و من بار ها و بارها توی یک گودال افتاده ام...!! نکند باز هم پایم به همان دام قبلی گیر کند و بیفتم...؟ چرتکه باید بندازم باز...؟؟

پ.ن2: نوشتن چه قدرت عجیبی دارد... عینک جدیدی می زنی انگار وقتی که می نویسی...!

تراوشات ذهن یک نیمچه دکتر در تاریخ October 2, 2008 و ساعت 10:37 PM | لينك ثابت| نظرات (5)

توسط نیلوفر | Reply
October 9, 2008 12:59 PM

نظر من کو ؟؟!! .... من واسه این پستت نظر گذاشته بودم .

توسط باران | Reply
October 15, 2008 11:49 AM

پطروس هم درسته... :)

توسط Anonymous | Reply
October 29, 2008 10:55 AM

در قدرت نوشنم واقعا شكي نيست !و بدون كه هر كسيم قدرتشو نداره!الان من خودم مدتهاست كه مي خوام ولي نمي تونم!
آدما مقياساي اندازه گيري و محاسباتشون هم با خودشون تغيير مي كنن.پس حالا اگه چرتكه تو انداختي كنار و داري با حست همه چيزو مي سنجي ،نيايد بذاري اين فكر كه قبلا داشتي اشتباه ميكردي آيا؟،تورو درگير كنه!هر دوره زماني و سني يه مقياسي داره واسه خودش!شك نكن!اون موقع اگه اونن بوده درست بوده؛لازم بوده كه اون باشه و حالا اگه عوض شده هم لازم بوده

توسط روجا | Reply
October 29, 2008 10:55 AM

در قدرت نوشنم واقعا شكي نيست !و بدون كه هر كسيم قدرتشو نداره!الان من خودم مدتهاست كه مي خوام ولي نمي تونم!
آدما مقياساي اندازه گيري و محاسباتشون هم با خودشون تغيير مي كنن.پس حالا اگه چرتكه تو انداختي كنار و داري با حست همه چيزو مي سنجي ،نيايد بذاري اين فكر كه قبلا داشتي اشتباه ميكردي آيا؟،تورو درگير كنه!هر دوره زماني و سني يه مقياسي داره واسه خودش!شك نكن!اون موقع اگه اونن بوده درست بوده؛لازم بوده كه اون باشه و حالا اگه عوض شده هم لازم بوده

توسط یک نیمچه دکتر در پاسخ به روجا | Reply
October 31, 2008 6:40 PM

راست می گی روجا.... همینه... مقیاس امروزم باید که با دیروزم فرق هایی داشته باشه حتمن!

نام:
آدرس ایمیل:
آدرس Url:
روزانه نیمچه بلاگ دفتر انشا درباره من
Designed By: Hadi Mohammadi - Temp4Blog | Powered By: Movable Type 4.2 | Hosted By: AriaInfo | RSS | Web analytics
CopyRight © 2003 - 2012 Soudeh.Ir All Rights Reserved