دیده ای بعضی راننده ها را؟ توی همین ایران خودمان را می گویم ها! چون اینجا ایران است و همه چیزش همیشه با همه چیز همه ی دنیا فرق های بزرگی دارد، یک جورهایی! اصلن اینجا همه چیزش استثناهای شاخ داری دارد که هیچ کجای دنیا حتی حیواناتش هم از این جور شاخ ها ندارند!!
داشتم می گفتم. دیده ای بعضی از این راننده ها را که وقتی تو مثل یک خانوم متشخص می روی سمت خط کشی عابرپیاده تا عرض خیابان را از آنجا، یک جور «متشخصانه» ای طی کنی؛ تا تو را می بینند، تمامی احساسات و تمایلات فرو خورده ی کودکی شان به قول فروید، به صورت ناخودآگاه در شان شعله ور می شود. و بعد از ترس آنکه مبادا تو از خط کشی عابرپیاده زودتر از آنها عبورکنی، و بدوی آن سو و فریاد بزنی «ساک ساک! من بردم!»، یک دفعه چنان پا را محکم فشار می دهند روی گاز و داد می زنند که «برو کناااااااارررر!!» و بعد از فاصله ی دو میلی متری بینی مبارکت مثل برق رد می شوند که تو مو و روسری و مقنعه و مانتو (و خلاصه هر چی که داری!)، یک دفعه می رود توی هوا و هم گام با نسیم ملایمی (!) که از این همه سرعت ناگهانی بر جای مانده، چند لحظه ای را در هوا به صورت slow motion می رقصد. و گاهی هم سرعت این نسیم به جا مانده چنان رمانتیک-گونه (!) بالاست، که افکار مغزت را هم تکان تکان های ناموزون می دهد و تو چند لحظه می مانی در بهت؛ که «الان چی شد اون وقت...؟!» و «اگر دو میلی متر اون ور تر بود اون وقت، من الآن در کدام منطقه از خیابان و دقیقن با چه positionی نزول اجلای کرده بودم اون وقت؟!».
و هی این «اون وقت» ها را می کوبی توی سرت و آخر سر به این نتیجه می رسی که مگه اینجا خط کشی عابرپیاده نبود اون وقت؟! و بعد کمی تفکر واقع بینانه، این نتیجه گیری فاقد منطق را می اندازی دور و نتیجه ی واضح و مبرهن رضایت بخش تری را دو دستی می چسبی و می رسی به اینکه «اینجا ایران است» اون وقت! و لابد همین است که ایران را این همه دوست داشتنی تر کرده از همه جاهای دنیا؛ چون هیجان رالی هم توی خیابان هایش دارد اون وقت!! (؛
*
اما راستش از این همه شوخی و ایران بودن ایران که بگذریم، گاهی پیش می آید که خیایان زندگی آدم ها هم همین جوری می شود. گاهی ماشین پشت ماشین و موتور پشت موتور حمله می کند بهت و تازه توی خیابانی مثل خیابان های زندگی، safe zone ی به اسم خط عابر پیاده یا همان zebra crossing معروف هم اصلن وجود ندارد! و فکر کردن و امید داشتن به اینکه هست چنین zebra crossing امنی در حتی یکی از این همه نقطه ی زندگی، آدم را تبدیل می کند به یک zebra ی آدم نما! و آن وقت قصه می شود قصه ی ما که به امید وجود چند تا خط سیاه و سفید گول زننده وسط میدان هفت تیر، به صورتی خوش حال و سرخوش می خواستیم از آن عبور نماییم، که چیزی نمانده بود knock out بشویم!! (و تازه بنده اندکی تا قسمی «خیابون فوبیا» هم دارم، پس فکر کنید که دیگه چه قدر ترسیدم!!! :دی)
...و همه زندگی ها شان پر است از خیابان های نا امن و نقطه های تاریک بی عبور. اما انگار که آدم ها توی برخورد با خیابون های خطرناک زندگی ها شون، تقسیم می شوند به دو تا دسته. بعضی ها وقتی که می بییند نقظه ی امنی نیست، دل می زنند به دریا و می گویند «...که این طوریه؟! نشونت می دم!» و می پرند وسط بزرگراه تا ببیند کدام موجود گنده ای جرئت می کند که چپ نگاه کند بهشان. (نفس کشششش!) و هنوز سین نفس را نگفته که یک تریلی پرتاب شان می کند توی چمن های کنار بزرگراه مدرس.
بعضی آدم ها اما، ابرو ها را می اندازند بالا و می گویند «بچرخ! ما باهات نمی چرخیم!» :دی و این طور شده احتمالن که من این دفعه که گذرم خورد به میدان هفت تیر، دیدم که آنجا که یکی داشت من رو می فرستاد اون دنیا، پل هوایی زده اند!! ((: و خیلی خوب است که آدم ها یاد بگیرند، روی خیابان های پر رفت و آمد زندگی شان، که سد شده اند جلوی تمام رفتن های شان، پل بزنند. و بعد از آن بالا ها به آن همه سنگ و مشکل که خودشان را پرتاب کرده اند وسط گذرگاه های زندگی شان، و دست و پای شان را بسته اند تا نروند و نرسند هیچ وقت، لبخند های دو نقطه دی تحویل بدهند، با یکی دو جفت دندان مصنوعی اضافه ترجیحن.
*
بگذریم. می خواستم بگویم که همیشه نمی شود شاخ به شاخ شد با مشکلات. نمی شود همیشه که حمله کنی بهشان. داد بزنی و بگویی که بروند و دست بردارند از سر بی مویت. گاهی مشکلات ما، مثل غول های بی شاخ و دم ترسناکی هستند که فقط هیکل شان گنده شده و دو تا چشم زهره آب کن شان هم از جد بزرگشان بهشان به ارث رسیده، همین. مغز ندارند اما. فکر ندارند مثل ما. فقط مجموعه ی ثابتی هستند از وقایع و رخدادها و بینش ها و برداشت های درهم پیچیده که خودت جان داده ای بهشان و آن دو تا چشم خوفناک را هم خودت تصمیم گرفته ای که بذاری از مادر جدشان به ارث ببرند. خودت ساختی شان توی جریان خواستن ها و نخواستن هات، کردن ها و نکردن هات و رفتن ها و نرفتن هات. که اگر نمی رفتی و نمی خواستی و نمی کردی خیلی کار ها و سر جات می نشستی - خیلی محکم - مثل مجسمه ها، مشکل داشتن هم معنایی نداشت. خودت ساخته ای شان وقتی که تصمیم گرفتی پا بذاری توی خیابان ها، و خودت هم باید خراب شان کنی تا بروی باز هم و رد بشوی. تا نگذارند که نتوانی ادامه بدهی آن رفتن اولیه ات را. که هر قدمی را که می آیی بر داری، دنیا هزار جور به وسیله ی خودت، خودت را امتحان می کند که ببیند، می شود راهت داد توی جاده ها، که ببیند امیدی هست به رفتنت و رسیدنت اصلن، یا که نه.
باید بجنگی باهشان. اما راهش نه با زور بازوست و نه با فریاد های ته حلقت. که همه ی اینها را خودشان از بَر اند، بس که از جنس همان «تو» اند، وقتی که همه چیز داری، جز فکر. باید دورشان بزنی و بهشان بخندی به خاطر نداشته ها شان. باید رد شان کنی، طوری که خودشان هم هیچ نفهمند که چی شد و سر جاشان میخکوب شوند. که گاهی نباید با سد های بزرگ مثل خودشان رفتار کرد، که دو تا سد وقتی که به هم بخورند، یا هر دو می شکنند یا هیچ کدام...
«پل» باید بزنی روی شان، گاهی.
همین.
سلام.
از بابت داون شدن پونزده شونزده روزه سرور شرمنده.
اتفاقا یه بار سعی کردم با داد و فریاد مشکل رو حل کنم. حالا نمیدونم قطع شدن سه دفعه ای تلفن هم میتونست عمدی باشه یا من بیخود عصبانی شدم! ولی به هر حال چاره ای جز صبر در این جور مواقع نیست. البته به جز پیگیری های مودبانه و درخواست و گاهی هم عزو التماس! :D خوش باشی....
قدرت تخیل بالایی داری.
در واقع نظرت اینه که باید مثل ای کی یو سان عمل کنیم نه شینسه
پل زدن البته فقط یک راه از هزاران راه موجوده...
---
علی ِ عالی ِ اعلی می فرماید: «هرگز از خداوند نخواهید که شما را از غوغای زندگی بر کنار دارد زیرا لذت زندگی در نبردها و غوغاهای آن است.»
واقعا دیگه گند ایران در اومده!
با اين قضي كه هميشه نبايد شاخ به شاخ شد كاملا موافقم دكتر جان! موافقم نبودم تازه اگر! مگه ميشه تجويز دكتر رو ناديده گرفت؟!
خوووب باشي هميشه گل دختر
با اين قضيه كه هميشه نبايد با مشكلات شاخ به شاخ شد كاملا موافقم! تازه اگرهم موافق نبودم ، مگه ميشه تجويز دكتر رو ناديده گرفت؟؟؟;)
البته يه چيزي هم هست ها! اگه خودت هميشه شاخ باشي ديگه هيچ موجود زنده و غير زنده اي نمي تونه واست شاخ شه !D:
خوووب باشي هميشه گل دختر !
سلام. موافقم ایران یه جوریه!
kheili bahal neveshti!!!bazam hes kardam daram yek safeh az daftar khaterate khodamo mikhunam....are bayad pol zad....baiad az lahzeyi be lahzeyi digar parid.....hichvaght nabaiad goft chera man???faghat baiad arum az kenareshun rad shod...mer30 azizam babate lotfet jahate lebase jadide irman hatman harvaght khastam behet migam....az peida kardane hamzadi mesle to vaghan khoshalam...dar zemn yaldat mobarak khanumi...busssssssssssssss
بعد از خوندن نظر قبلی پاکش کنید
سوده من تو رو ببينم مي كشمت!!!
مگه بهت نگفتم اون حرفو . البته من كه بعدش گفتم يعني يه كم دير گفتم . ولي بايد يه كم ديگه هم برات شفاف سازي كنم و تجربه در اختيارت بذرام خواهر...
مي دوني من چه جوري ا زخيابون رد مي شم ؟ اگه طرف يه كم تند بياد يا مراعات عابر پياده بيچاره رو نكنه بر مي كردم همچين چپ چپ بهش نيگا مي كنم كه خودش از حركتش شرمنده بشه.
اي كاش هر كدوم از ما يه چراغ راهنمايي براي آدماي مختلف توي زندگي مون داشتيم...
ای بابا :دی همون صد و پنجاه تا اس ام اس دیشب بس بود خوااهرررررر ((:
من در این قضیه همزادی شک ندارم :دی از همون بار اولی که گفتی... (؛ و منم خیلی خیلی خوشحالم از این بابت فرانه.... (:
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
سلامي به شيريني روزهاي خوش دوران مدرسه .
دوست بسيار بسيار نازنينم سوده عزيز
ازين كه بطور اتفاقي به اينجا اومدم ودوست خودمو پيدا كردم خيلي خيلي خوشحالم وچقدر بهت زده
توي اين 10 سال گذشته چقدر بزرگ شدي چقدر فرق كردي
واقعا كه زيبايي قلمت منو به خودش جذب كرد.
اميدوارم هميشه وهمه جا موفق باشي.
yadam raft azat tashakkor konam, Reza! merc ;) man ke goftam dava nabayad bokoni :D bayad doresh bezaniiii!
:O Helia, 10 saal gozashte?! 10 saal vaghean...? 10 saal? 10.......?
che hameh zood gozasht....
che hame dir fahmidam keh zood gozasht...
are!
avaz shodam ;)
kheeili ziaad!
adam ha digar mi maanand ke in manam aayaa ya ke na o bavar nemikonand!
bavar kon! ;)
salam soode khanoom .bokoshamet ba in webloget!!! har vaght miyam comment bezaram nemishe! baba ya in ziyadi bakelase ya !!!
kholase vase poste balai nashod becommentam!!alan stager shodin mage shoma!!ha?ya hanooz semio hastin1 vay man ke khoondam yade dorane stagery khodam un avayel oftadam kheyli khosh boodim! yani alaki khosh boodim khodai!!!!
ALANAM DARIM ROOZAYE AKHARESHO MIGZAROONIM!
MIBINAM DOOSTATAM AZ RAH BE DAR KARDIO AVORDI WEBLOGE MARO BEKHOONAN!!BABA IN BACHE MOSBATARO MONHAREF NAKON AZ DARSO MAKHSH!!MAN WEBLOGAM BAD AMOOZI DARE VASE DARS KHOONA!!TO HAM KE MASHALA KHEYLI DARS KHOONI DIGE MALOOME! NAVARE GHALB HAM YAD BEGIR KHOOBE! HAMINJOORY PILE BASH KE YE CHIZ YAD BEGIRI!!
BEBIN AGE COMMENTAMO KHONDI YE NEDA BEDE ! CHON NEMIKHAM FEKR KONI BI MAREFTAAM DOKHTAR!
سمیولوژی می باشیم :دی ولی سمیولوژی های خوبی می باشیم از بس ما رو مجبور می کنن واسه فیزیوپاتولوژی (!) هریسون بخونیم!! ((: خلاصه که این طوریاست فعلن (؛ از فرودین با دو تا مینور - به صورت سه ماهه - می شیم استاژر!