March 2009 Archives

آسمان آبی...!

حول و حوش ساعت 17:30 امروز بود. شبکه 3 انگار یک برنامه ای را سه شنبه ها نشان می دهد، به اسم «آسمان آبی» با اجرای ژیلا صادقی که درباره ی پیوند عضو است.

حال و هوای برنامه راستش یک جور خاصی بود اصلن. طوری که ندانی حتا اگر که موضوع بحث دقیقن چیست، فضای فضایی اش (!) خود به خود پاهات را از زمین می کند می برد می گذارد یک جای دور، انگار که یکهو دنیا جای کوچکی می شود برای آدم و همه ی زندگی ات می شود آن قاب رنگین تلویزیون و حرف های آدم های توش و بعد که فهمیدی منظور از این حرف ها و مصاحبه ها چی بود، دلت خودش بدون ذره ای تردید اقرار می کند که تسلیم تسلیم شده است!


تراوشات ذهن یک نیمچه دکتر در تاریخ March 18, 2009 و ساعت 7:13 PM | لينك ثابت| نظرات (11)
شیرینی نامه

نمی دانم کدام اش شیرین تر است. این که در انتظار باشی و یکهو بیاید، یا که هیچ فکر آمدنش هم نباشی حتا و یکهو در را باز کند، فوران وجودش بپاشد روی همه ی لحظه هات.

اینکه توی لاک آرام خودت باشی و ثانیه ها را بشماری یکی یکی و دو تا دو تا و اصلن بعضی عددها را بکشی هی هی، و وانمود کنی که هنوز نگذشته آن قدر که باید و هیچ هم دیر نیست و وقت خیلی هم بسیار است و یکهو همان طور که 99 را داری می کشی که 99، 99.25، 99.5، 99.75، 99.8، 99.9، نگهان وسط دلهره ی «نکند نیاید» هات، از در بیاید تو و تو زیر لب زمزمه کنی که 100 و بدن خسته ات زیر بار این همه عدد سست شود و بیفتد و نفسی بکشد به راحتی و بغضش بترکد! ...یا اینکه سرت توی آن همه کارهات باشد و هیچ هم باور نداشته باشی و انتظار نداشته باشی که قرار است این در باز شود یک روزی، که شاید خیلی هم نزدیک است. و بعد در یکهو باز شود، چهاطاق، و نور بتابد توی خانه و چشم هات را بزند و جسمی پشت به نور ذره ذره جلو بیاید و سیاهی اش سفید و سفید تر شود و دهان تو ذره ذره باز و بازتر!

...و لابد از معجزات خداست که می فهمد دقیقن کدام یک از آن دو تای بالایی را بهت بدهد، آن روز دوری که ته ته دلت صدایی، آرزویی محو و خاکستری را زمزمه می کند.

روزانه نیمچه بلاگ دفتر انشا درباره من
Designed By: Hadi Mohammadi - Temp4Blog | Powered By: Movable Type 4.2 | Hosted By: AriaInfo | RSS | Web analytics
CopyRight © 2007 - 2010 Soudeh.Ir All Rights Reserved