July 2010 Archives

حرف بیست و چهارم: یک بخش، یک دنیا حرف...!

گاهی شده این روزها که یک لحظه فکرش مثل عقابی تیز پرواز، خیلی برق آسا از این سوی ذهنم پرواز کند برود آن سو و از همان سو هم برود بیرون، انگار که مثلن از این گوش پر زنان آمده باشد تو و از آن یکی ش هم در آمده باشد. و بعضی وقت ها، همین عبور کوتاه کافی بوده که سکون ذهنم زیر صدای بال زدن هاش بلرزد کمی و من «فکر» کنم به تمام دلیل هایم.


مدت هاست که نمی نویسم. نه اینجا، نه آنجا و نه هیچ کجای دیگر، حتا روی دفتر و کاغذ های همیشه دوست داشتنی ام. زیاد فکر کرده ام به اینکه چرا. که دلیلش چه بوده این همه بی نیازی یکهو از واژه ها، این همه دوری خودخواسته از جمله ها. و تا دلت بخواهد دلیل دارم و تا دلت بخواهد هم نه. از آن چیزهایی است که درکش توی فضای ذهن خودم هم نمی گنجد. فقط همین را می دانم که یک روز حس کردم که یا  من دیگر توی واژه ها جا نمی شوم، یا واژه ها در من. و ننوشتم.


تراوشات ذهن یک نیمچه دکتر در تاریخ July 23, 2010 و ساعت 10:05 PM | لينك ثابت| نظرات (31)
...و من متولد شدم... :)

....و شب بوده که مادرم دردش گرفته. شب یکی از روزهای گرم تابستانی. و دخترکی که آن تو بوده، نمی خواسته بیرون بیاید. همه را ساعت ها معطل کرده و همین طور هاج و واج گذاشته و عوض پایینی، بالا بالا می رفته! یک لحظه با استیصال لابد داشته با خدا حرف می رده که خدایا واقعن راهی ندارد آیا که آدم برگردد آن طرف؟! و خدا لبخند افسون گری زده لابد و سری تکان داده و بعد دخترک قصه محو آن لبخند، دیگر نفهمیده که چطور شده که یکهو یک نفر کله اش را با یک فورسپس گنده گرفته کشیده بیرون و گفته که بیا بیرون دیگر وروجک، این همه لوس بازی در نیار! و دخترک قصه هم این طوری شده که صبح روز جمعه ١٢ تیرماه متولد شده و همان جا در گوشش اذان گفته اند و مادرش تا چند وقت همه ش غصه می خورده که با اون فورسپس قد گوشت کوبی که به کله ی بچه ش وصل کرده اند و باهاش کشیده اندش بیرون، دیگر حتمن حتمن دخترش منگولی چیزی از آب در خواهد آمد! و دوستش هم مدام بهش دلداری می داده که بچه ی من را با فورسپس کشیدند بیرون، سر از تیزهوشان در آورده! فورسپس معجزه می کند! :دی


...و خلاصه که دخترک قصه بزرگ شد و ٢٣ ساله شد و هنوز هم  که هنوز است با یاد همان لبخند لحظه ی آخر خدا که در عرض چند ثانیه ذره ذره از جلوی چشم هاش رخت بر بست، زندگی می کند و راه می رود و نفس می کشد و هنوز هم که هنوز است کسی نفهمیده که فورسپس دقیقن با این بچه چه کرد! دانشمندان گفته اند که در دست بررسی است! :دی

روزانه نیمچه بلاگ دفتر انشا درباره من
Designed By: Hadi Mohammadi - Temp4Blog | Powered By: Movable Type 4.2 | Hosted By: AriaInfo | RSS | Web analytics
CopyRight © 2003 - 2012 Soudeh.Ir All Rights Reserved