آدم ها همیشه از دوردست که نگاه می کنند، چیزها و کارها و آدم ها توی نگاه شان قد یک نقطه کوچک می شود. از دور، فیل می شود قد یک مورچه و ستاره قد یک پولک نور. از دور می شود فیل را توی کف دست جا داد و ستاره را مثل قاصدک فوت کرد و فرض کرد که تمام جاده ها را تا رسانیدن پیغام چشم هات، خواهد دوید.
جلوتر که بروی اما، فیل، فیــــــــــــل می شود و ستاره، شراره های سوزان آتش از همه سو. جلوتر که بروی، یکهو تمام دنیات از لای انگشت هات می ریزد زمین و قل-قل خوران پیش روی چشم های ناباورت، توی سراشیبی سقوط، از تو دور و دور تر می شود...